شمارهٔ ۲۹۶
با یاد تو کونین فراموش توان کردگر ز هر دهی باده صفت نوش توان کرد
حیف است که در گردن حور افکندش کسدستی که به یاد تو در آغوش توان کرد
شکرانة این لطف که در یاد تو هستیمهر چند کنی جور فراموش توان کرد
پوشیدن مژگان نشود مانع اشکماین شعله چنان نیست که خس پوش توان کرد
فیّاض مزن آب که این شعله به جانمنوعی نگرفتست که خاموش توان کرد