گنج

شمارهٔ ۲۶۶

۵ بیت
به گوشه چشم سیاهت نگه به من داردسیاه مست ندانم دگر چه فن دارد!
به هدیه جان دهم از بهر بوسه‌ای و هنودرین معامله لعل لبت سخن دارد
تویی که جای به یک دل نمی‌کنی ورنههمیشه گل چمن و شمع انجمن دارد
به یاد روی که دل پاره پاره شد یارب!که ناله جیب پر از برگ یاسمن دارد
به یاد زلف که فیّاض مشک ساست دلم؟که دشت سینة من طعنه بر ختن دارد