شمارهٔ ۲۳۲
شتاب شام سیهچرده و صباح صبیحبدین درنگِ تو دارد کنایههای صریح
لغتشناس صحاح زبان حال نییو گرنه سوسنِ خاموش قایلیست فصیح
بلند جامة اقبال و پست قامت عمربود به پست قدان، جامة بلند قبیح
ضعیفْ حجتْ عمر و قویْ دلایلْ مرگچرا نمیفهمی مطلبی بدین تنقیح
بدین سراچة فانی چه اعتماد بقاستکنون که یافت فنای تو بر بقا ترجیح
مسبّحان فلک در صوامع ملکوتز تار زلف تو سازند رشتهٔ تسبیح
جواب تست زبان بستن از سخن فیّاضچه لازمست به منع تو بیش ازین تصریح