شمارهٔ ۲۲۲
گهی ملال مّورث گهی غم ورّاثقیاس کن که ازینها چه میبری میراث
همیشه صرف کنی عمر در اثاثالبیتچرا به خانة دین تو نیست هیچ اثاث؟
ترا نشاط و مرا رنج و غیر را حسرتکسی نکرد بدینگونه قسمت اثلاث
کلاه، سه سه، قبا، چارچار میخواهدکسی که فرق نداند رباع را ز ثلاث
درین بساطت و ترکیب چیست سرّ یارب؟که والدات شدند اربع و بنات ثلاث
مدام خون دلم صرف دیده میگرددبلی همیشه پسر از پدر برد میراث
به درگه که کنم استغاثه چون فیّاضچو نیست در همه عالم مرا به جز تو غیاث