شمارهٔ ۱۶
گر مستییی ز لعل بتان میکنیم مادر مستی شراب نهان میکنیم ما
رسواترست نالة لب بستگانِ بیمما را خمش مکن که فغان میکنیم ما
طفل سرشک بر مژه فریاد میکندورنه ز شکوه منع زبان میکنیم ما
از یک نگاهِ لطف به تاراج رفتهایمسودی که میکنیم زیان میکنیم ما
هر دم ز موج نالة گم گشته در سراغغمنامهها به دوست روان میکنیم ما
هرگز خلاف عجز و تنزّل نکردهایمکاری که کردهایم همان میکنیم ما
فیّاض میشویم هلاک جفای دوستآخر وفای خویش عیان میکنیم ما