شمارهٔ ۱۷
آتش چکد چو آب ز طرز بیان ماگویی که شعلهایست زبان در دهان ما
از عکس چهره هر دو قدم در دیار عشقطرح بهار ریخته رنگ خزان ما
امشب که داشتیم حدیث رخت نبوددلسوزتر ز شمع کسی همزبان ما
چون خامة شکستهنویسان به وصف زلفحرف درست سر نزند از زبان ما
هرگز کسی ز ضعف به ما ره نمیبردگاهی ز ناله پرس چو خواهی نشان ما