گنج

شمارهٔ ۱۵

۷ بیت
آیینة هر لاله عذارست دل ماخوش در بدر از جلوة یارست دل ما
یکرنگی صد رنگ مخالف چه بلایی استهر جا صنمی، آینه‌دارست دل ما
دایم به امیدی که کمین کرده تو باشیهر جا که بود دام، شکارست دل ما
گر عشق نباشد که کند تربیت حسن؟هر جا که تویی باغ و بهارست دل ما
در گرد حوادث مژه تا باز گشودیمآیینة در زیر غبارست دل ما
برخاستی از خواب تماشای صفاییدر عهد رخت آینه‌دارست دل ما
گر جای غم و درد درین خانه نباشدفیّاض دگر بهر چه کارست دل ما؟