شمارهٔ ۱۳۳
چمن به خرّمی و گل به بار نزدیک استجنون تهیّه نکرد و بهار نزدیک است
نشان ساحل این بحر ای که میپرسیاگر به موج سواری کنار نزدیک است
به غیر یأس ابد در میانه فاصله نیستبیا که وعدة دیدار یار نزدیک است
به خنده دست ندارم ولی به دولت عشقرهم به گریة بیاختیار نزدیک است
گواه دعوی منصور میتواند شدکسی که یک سر و گردن به دار نزدیک است
سر از دریچة گرداب کن برون و ببینکه چون محیط فنا را کنار نزدیک است
قدم به وادی حرمان به راه نه فیّاضکه راه وصل ازین رهگذار، نزدیک است