گنج

شمارهٔ ۱۲

۷ بیت
ناید به دراز سینه ز تنگی نفس ماای ناله بیا دود برآر از قفس ما
امیدِ که سر در پی این قافله دارد؟کز ناله خراشیده گلوی جرس ما
بگذشت چو برق از سر ما تیغ تو ای وایکاین شعله نگنجید در آغوش خس ما
از دولت دیدار تو محروم بمانددر خلد اگر روزه گشاید هوس ما
هر چند ضعیفیم ولی از مدد عشقدر جلوه ز سیمرغ نماند مگس ما
جان پیشکش تست به شرطی که دم نزعبر روی تو باشد نگه باز پس ما
فیّاض، که در قافله بر هم زن هوشست؟کامشب همه مستانه سراید جرس ما