گنج

شمارهٔ ۸۸

۵ بیت
تا کی ز هجرت من غمین وز شوق وصلت بی‌قراریا وعده وصلم بده از غم هجرم برآر
از بس که کشتی ای صنم در کوه و هامون عاشقانگویی که کوه و دشت شد از کشتگانت لاله‌زار
بلبل نه تنها در چمن باشد ز عشقت در فغاناز خار خار عشق تو گل را بود در سینه خار
از چشم پرخواب تو شد بی‌خواب چشم مردمانوز پیچ و تاب زلف تو خلقی پریشان روزگار
یا رب که گیرد زآن دو لب کامی دلی در نیم‌شبخاقان که باشد در لقب از دوریت ای گلعذار