گنج

شمارهٔ ۸۳

۵ بیت
ای ستم‌پیشه از جفای تو دادوای ستم‌پیشه جفا‌بنیاد
جانم از دست دل به تنگ آمدتا کی از دست او کنم فریاد
از تمنای وصل تو ای دلما گذشتیم هر چه بادا باد
همه گر یوسف زمانه شوندبه کسی دل دگر نخواهم داد
می‌تواند شد ای خردمندانگوهی را به دست طفلی داد