شمارهٔ ۶۵
دلا دیدی به من آن مه چهها کردبه پاداش وفا آخر جفا کرد
دم مردن به بالین من آمدپس از عمری جفا یک دم وفا کرد
نمرده است و نمیرد هرگز آن کسکه در راه وفا جان را فدا کرد
ز کف سر رشته عمر ابد دادکسی کآن طره کاکل رها کرد
نبیند خیر کاو در روز اولمرا با چون تو ظالم آشنا کرد
دلم بگرفت و بشکست و بینداختشکسته بال و پر مرغی رها کرد
به خاقان تا توانست آن جفاجوجفا کرد و جفا کرد و جفا کرد