گنج

شمارهٔ ۳۰

۵ بیت
بنشین که به چشم ماست جایتجانی و هزار جان فدایت
چشمان تو کرد صید‌ دل‌هاسرها به فدای خاک پایت
ای شوخ بکن به ما نگاهیتا جان بدهیم از برایت
در سینه ما دلی و آن همگردید فدای چشم‌هایت
خاقان که اسیر بود او نیزشد کشته تیر غمزه‌هایت