گنج

شمارهٔ ۱۷

۷ بیت
مایه ناز می‌شود نرگس فتنه‌ساز رابس که زیاده می‌کنم پیش بتان نیاز را
از نگهی تذرو من دل ز کفم ربوده بیندوخته از کرشمه‌ای دیده شاه‌باز را
حاجت خستگان تو تا ز کرم روا کندحکم نمی‌کنی چرا نرگس نیم‌ناز را
شکر که غیر تو ز تو حاجت تو نبرده‌امعجز و نیاز می‌کنم دلبر بی‌نیاز را
کرده نوای زابلی راست ز پرده دلبرمسوی عراق می‌زند زمزمه حجاز را
نیست امید من به کس قبله من تویی و بسکفر بود به غیر تو سجده برم نماز را
تا ندمید خط او داشت حذر ز من کنونخاقان از چه می‌کند این همه احتراز را