گنج

شمارهٔ ۱۵

۷ بیت
بپوشان از نظر قرص قمر راکه نتوان دیده بست اهل نظر را
ز چشم زخم گردون در امان دارخداوندا تو این شیرین‌پسر را
کند بر کام خسرو رغم شیرینسپهر واژگون لعل شکر را
رقیبم می‌کند دور از تو آرینخواهد بی‌هنر صاحب‌هنر را
نهال عشق را باشد ثمر وصلولی دستی نچیده است آن ثمر را
برد پس هر که آورده است از هندبه عهد لعل تو تنگ شکر را
چنان خاقان کند وصف لبانتکه برده رونق یاقوت تر را