شمارهٔ ۱۳۸
کسی که دل ز کفت برد کیست میدانیربوده اهرمنی خاتم سلیمانی
چگونه دل به کف دلبری توانم دادکه میبرند دلش دیو و دد به آسانی
ز خویش دور کن اغیار دیوصورت راکه میدهند فریب آخرت به نادانی
به شاخ وصل تو چون دست کوتهم نرسدثمر ز تازهنهالت به غیر ارزانی
مکن ملامتم از ناله و فغان کردنتو راست بیشتر از من فغان پنهانی
برادرانه شوی یار غیر و بنشانندمرا به ماتم تو همچو پیر کنعانی