شمارهٔ ۵۵
بنیاد عاشقان را از بیخ و بن برآوردلیکن فغان که ننشست بر دامنش از این گرد
بر اشک عاشقان است آن سرو ناز مایلگویا که باغبانش از آب دیده پرورد
با عشق برنیایی ای عقل روی برتاببا پور زال، زالی کی میشود همآورد
او را بود دو شش نقش ما را به جز دو یا یکبا این حریف غالب منشین به بازی نرد
ساقی بده به خاقان آن آب آتشین راکافسرده گشت مجلس زین زاهدان دمسرد