گنج

شمارهٔ ۴۶

۸ بیت
شورم ز لبان نوش‌خند استاین آب حیات یا که قند است
بوسی بده و بگیر جان راکاین حسن تو مشتری‌پسند است
از زلف سیاه تاب‌دارتبر پای دلم هزار بند است
ما صید تواییم اگر پسندیاین گردن ما و این کمند است
کوتاهی ِ روزِ حشر هیهاتوافسانهٔ هجر ما بلند است
زآن خال به روی همچو آتشبر آتش عشق دل سپند است
دریایِ محیطِ دیده‌ام رافرزند عزیز ارجمند است
خاقان به تو گفت می‌دهم دلباور نکنی که ریشخند است