شمارهٔ ۳۵
ای گلبنی که بلبل دل پایبست توستای دلبری که جان جهانی به دست توست
ای نخل جویبار امید جهانیانقدِ بلند ِ سروِ سهی شاخِ پست توست
مشکن دل شکستهٔ ما را برای غیرمست غرور حسنی و آن هم شکست توست
مستی که مستی از می و میخانه برده استمستانه میرود بنگر چشم مست توست
خاقان که مست بادهٔ شوق تو گشته استمستی او ز لعل لب میپرست توست