شمارهٔ ۱۹۷
منم کشته نرگس نیم نازیز خود رفته از غمزه مست نازی
ز هر یار هر عاشقی خواست چیزیمن و جلوه قامت جلوهسازی
تنی خسته دارم ز آهونگاهیدلی بسته دارم به زلف درازی
پریشانم از کاکل صیدبندیخروشانم از چنگل شاهبازی
چه پرسی ز خاقان که چون است حالتخراب است حال وی از ترکتازی