شمارهٔ ۱۱۳
ای جان من ز آه من مبتلا بترسرحمی بکن برای خدا از خدا بترس
هر چند ابرو و مژهات ناوک و کمانباشد ولی ز ناوک و تیر دعا بترس
پرسش کنم به روز جزا از تو مهر خویشمهری نما ز پرسش روز جزا بترس
شکر وفای عاشق خود بس کن از جفادیگر مکن جفا به من و از جفا بترس
تا چند از جفای تو خاقان بینواناله ز آه و ناله آن بینوا بترس