شمارهٔ ۱۰۹
حال دل را به جان نگفتم بازکس به نامحرمان نگوید راز
همچو پروانه مرغ دل همه شبگرد شمع رخت کند پرواز
دل من میتپد به چنگ غمتچون کبوتر به چنگل شهباز
رفت و بازآمد این عجب باشدعمر رفته که دیگر آید باز
فاش گردید عاقبت به جهانراز خاقان ز دیده غماز