گنج

شمارهٔ ۱۰۸

۷ بیت
نهانی غمزه تو گشت غمازامید مرده در تن زنده شد باز
دوباره زندگانی گیرم از سربه خاکم بگذری روزی گر از ناز
کند بیند چو مرغی گرد بامتز رشک از مرغ حبث روح پرواز
نکورویان به صید دل چو نازندتو در خیل نکویان همچو شهباز
نگوید کس نظیرش همچو قرآننیارد سحر دم زد پیش اعجاز
به شیراز ار برند این مدح دلکشکند مدحش یقین دانای شیراز
بگو خاقان به جان اسرار جاناننشاید گفت با نامحرمان راز