گنج

شمارهٔ ۳۴

۵ بیت
باز جانم دوزخ آشام از غم غمخوار تستدیده‌ام دریای خون از حسرت دیدار تست
کعبه را گراد سر بتخانه آرد در طوافکاروان‌سالار کفر ار حلقه زنار تست
سالها بر حال زار خویش خون باید گریستزنده‌ای را کش هوای نشئنه‌ی دیدار تست
خون شدی ای جان غم فرسوده از رشک و هنوزعالمی در حسرت این غمزه خونخوار تست
غیر سرخوش از می وصل و فصیحی سرگرانای مروت ای محبت دشمنی‌ها کار تست