گنج

شمارهٔ ۱۹۶

۹ بیت
برخیز تا زیارت ماتم‌سرا کنیمجان را برای قطره اشکی فدا کنیم
بر مرهم مسیح بخندیم و بگذریمهر درد را به حسرت دردی دوا کنیم
داغیم و کار ما سفر ملک سینه‌هاستتا خویش را به چاک غمی آشنا کنیم
بستند در به روی تمنای هر دو کونفرصت غنیمت‌ست نمازی ادا کنیم
در سجده اوفتیم چو بینیم روی دوستعید شهادتست بیا تا دعا کنیم
کو یک جهان نظاره که در طور وصل دوستامروز یک نماز تماشا قضا کنیم
پر مهربان حنجره ماست تیغ نازدیگر شکایت از غم هجران چرا کنیم
گر سر به پای غم نفشاندیم بخل نیستمی‌خواستیم در طلب دوست پا کنیم
در لرزه اوفتیم فصیحی درین چمنگستاخ اگر چو شمع طواف صبا کنیم