شمارهٔ ۱۸۷
ما بت نه زاندیشه معبود شکستیمآرایش بتخانه ما بود شکستیم
در ماتم گوش شنوا تار بریدیمصد زمزمه در زیر لب عود شکستیم
خاکستر ما شعلهفروش است درین دیرما نیش زیان در جگر سود شکستیم
عشقیم که چون پای خموشی بفشردیمگلبانگ نوا بر لب داود شکستیم
حسن تو گواهست که ما خانه خرابانبر سنگ ازل شیشه بهبود شکستیم
هر لخت جگر طاقت صد داغ دگر داشتقفل در رسوایی خود زود شکستیم
رفتیم در آتشکده عشق فصیحیرنگ رخ صد شعله بیدود شکستیم