گنج

شمارهٔ ۱۰۳

۶ بیت
دل در آن زلف پریشان رسد و بنشیندهمچو اشکی که به دامان رسد و بنشیند
کو مروت که سمومی چو درین دشت آیدبر سر خاک شهیدان رسد و بنشیند
بوی پیراهن یوسف به جهان در تک و پوستخرم آن دم که به کنعان رسد و بنشیند
چون مریضی که نشیند در بیمارستانبی تو نظاره به مژگان رسد و بنشیند
ناله چون ناله بلبل غرض‌آلود مبادکه چو شبنم به گلستان رسد و بنشیند
کی بود کی که فصیحی ز بیابان مرادبر در کعبه حرمان رسد و بنشیند