شمارهٔ ۲۲ - نیز او راست
ندهم دل به دست تو ندهمگربه تو دل دهم ز تو نرهم
کوی تو جایگاه فتنه شده ستبر سر کوی تو قدم ننهم
دوستان از فراق تو شکهندمن همی از وصال تو شکهم
گرمن لابه ساز چرب سخنچه بسی لابه ها به دل ندهم
سخت بسیار حیله باید کردتا زدست تو سنگدل بجهم