گنج

شمارهٔ ۲۱ - همو راست

تا کی بود این شوخی و تاکی بود این جنگزین شوخی و زین جنگ نگردد دل من تنگ
صلحست مرابا تو و بامن نکنی صلحجنگست ترا با من و با تو نکنم جنگ
سنگست دلت مهر بر او تابان گه گهکز تافتن مهر گهر زاید در سنگ
فرسنگ به فرسنگ دوانم ز پی تووزمن تو گریزانی فرسنگ به فرسنگ
گرمن ز تو ای دوست همی ننگ ندارمتو نیز مدار از من و از صحبت من ننگ