گنج

شمارهٔ ۷ - شاه ممالک عشق

۶ بیت
بیا به کلبهٔ من بین شب سیاهم راتپیدن دل و افغان و سوز و آهم را
چه جای دوست که دشمن بسوزدش دل سنگاگر که شرح دهم حالت تباهم را
مرا به جرم محبت کشی روا نبودببخش بهر خدا این قدر گناهم را
ز دیده سوی تو سازم قدم به صدق و صفااگر خدنگ نشاند رقیب ، راهم را
مبین که در صف زهّاد خوار و بی قدرمنگر به حلقه ی رندان مقام و جاهم را
شه ممالک عشقم گرت که نیست قبولببین ز ناله و افغان و غم سپاهم را