گنج

شمارهٔ ۱۵ - غم عشق

۷ بیت
در آب و گل مرا مهری عجین استبه کنج دل هم عشقت دفین است
تغافل تا به کی از حال زارمبتا رسم وفاداری نه این است
گرم سر بر سر زانو گذاریسرم از فخر بر عرش برین است
مگر رحمی کند بر دردمندیخداوندی که رب العالمین است
کمان ابروان و تیر مژگانبه صید دل مرا اندر کمین است
به رخسار تو آن زلف سمن ساشب و روزی به یکدیگر قرین است
مدام از دست گردون شیخ دلخونبه کنج درد و غم خلوت نشین است