گنج

شمارهٔ ۱۳ - اهل هنر

۹ بیت
نه در کف سبحه، نه بر دست جام استنه مسجد نبه خراباتم مقام است
نمی گویم که این نا اهل اهلستبه کیش خویش خودبینی حرام است
اگر باده ننوشم مست عشقممرا خون جگر شرب مدام است
عدو گر تهمتم زد نیست باکیچو حق اندر کمین انتقام است
خدا را خواجه طعنم زاد ندانمگناهم چیست، تقصیرم کدام است
اگر تقصیر کارم کان عفویوگر هم بیگناهم، لطف عام است
در آن حضرت اگر خصمم نخواهدهمینم بس دعای صبح و شام است
به عالم هر که او اهل هنر شدخلیلش کم عدویش خیل عام است
که نه در مسجدم اذن و جوازینه در میخانه ام، کاین شیخ خام است