گنج

شمارهٔ ۱۲ - پاسخ غزلی به مطلع «شحنه بر راه و عسس در ره و منزل دور است - دزد اگر ره نتواند بزند معذور است» که در زمان حیات آن مرحوم مطرح و مطمح انظار افکار و اکابر و ناطقین این دیار بوده است

۷ بیت
خاطر افسرده و دل خسته و تن ونجور استپا پر از آبله و کعبه ی مقصد دور است
غمزه خون ریز و مژه تیز و کمان ابروی دوستزین میان کشتن ما بی گنهان منظور است
دوش تا خون که را ریخته آن نرگس مستکه نخورده می و امروز چنین مخمور است
آتش انداز در این پنبهٔ تن، خوش بگذرآنکه بر دار فنا جای کند منصور است
تافت تا نور جمال تو به صحرای وجودسینه سینای غم و مشغله ی دل طور است
خواهی اکسیر سعادت بنمایم به تو منآه خونین سحر، دانهٔ اشک شور است
شیخ از دشمن بدکیش میندیش جویزانکه ما غره به حق، خصم به خود مغرور است