گنج

شمارهٔ ۹۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ونمگرهشدست۷ بیت
بگشا زبان که طبع زبونم گره شدستدر سینه آرزوی فزونم گره شدست
از بسکه جور بینم و دم بر نیاورماندوه عالمی بدرونم گره شدست
نگشاید آهم از دل و رویم بخنده همازدرد و غم درون و برونم گره شدست
دل سوخت چون سپند و گشادی نشد ز تودردا که با تو سحر و فسونم گره شدست
خواهم که بگسلم ز همه کام چون کنمدر طبع سفله همت دونم گره شدست
هر جام می که قطره فشان داده یی بغیردر دل هزار قطره ی خونم گره شدست
هر کس گشاد یافت فغانی ازین کمندبیچاره من که بند جنونم گره شدست