گنج

شمارهٔ ۹۴

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اغنیست۸ بیت
دیوانه ی ترا هوس گشت باغ نیستدر گلشنم مخوان که مرا این دماغ نیست
همکاسه چون شود بحریفان درد نوشآنرا که غیر پاره ی دل در ایاغ نیست
می سوزم و رقیب همان خنده می زندآتش هزار بار بر آن دل که داغ نیست
بر من چگونه سایه ی مهر افگند همایکاین استخوان سوخته در خورد زاغ نیست
من عاشقم مراست پریشانی همهمعشوق را چه شد که حضور و فراغ نیست
روشن ترست مردن شبهای من ز روزبا آنکه در خرابه ی تارم چراغ نیست
عاشق چه کسب فیض کند زین سیه دلانهنگامه ییست این که درو غیر لاغ نیست
زین انجمن فغانی دیوانه چون رودیک لاله چون برنگ تو در هیچ باغ نیست