گنج

شمارهٔ ۸۳

قافیه: انکردهاست۶ بیت
باده‌ی صافم خلاص از آب حیوان کرده‌استفتوی پیر مغان کار من آسان کرده‌است
بارها دل باز آوردم ز دام می‌فروشتا نگه کردم دگر خود را پریشان کرده‌است
ای‌که می‌گویی «چرا جانی به جامی می‌دهی؟»این سخن با ساقی من گو که ارزان کرده‌است
چون به یک ساغر نشاند آتش من ای حکیمبی سرانجامی که در خمخانه طوفان کرده‌است
ای که گریان سر نهی پیش صراحی هوش‌دارکاین بت چینی فراوان خانه ویران کرده‌است
قایلم بر وعده‌ی فردا که در تفسیر آنهست تأثیری که کافر را مسلمان کرده‌است