گنج

شمارهٔ ۵۷۷

۵ بیت
دلا در عشق جانان خواری و خونخوارگی اولیز ناز و سرکشی مسکینی و بیچارگی اولی
سپردن جان بدست یار و گشتن از جهان فارغچو باید کشته شد در عاشقی یکبارگی اولی
من و کنج غم و دردل خیال بزم وصل اوفراغت نیست در خاطر مرا غمخوارگی اولی
خوشست آن روی زیبا جلوه گر در پرده ی غیبتولیکن گه‌گهی در دیدهٔ نظارگی اولی
فغانی از سر کویش برون رو با دل پر خونچو یار آواره می‌خواهد ترا آوارگی اولی