شمارهٔ ۵۲۲
باز ای فلک نتیجهٔ انجم نمودهایدندان کین به اهل تنعم نمودهای
خورشید من چو ذره جهانیست در پِیَتاز بس که روی گرم به مردم نمودهای
تو رخ نمودهای که دهم جان به یک نظرمن زنده میشوم که ترحم نمودهای
آن انجمن کجاست که چون ابر نوبهارمن گریه کرده و تو تبسم نمودهای
عاشق چگونه تاب زبان تو آوردزین شیوهها که وقت تکلم نمودهای
همچون فغانی از تو نگردم اگرچه توهردم ره دگر به من گم نمودهای