شمارهٔ ۴۹
آزاد تر از بلبل باغست دل ماکبک قفس کنج فراغست دل ما
صد گونه شراب از قدح دیده کشیدهفارغ زصراحی و ایاغست دل ما
بی مرغ کباب و می چون چشم کبوترافروخته چون دیده ی زاغست دل ما
آسوده زآب خضر و ساغر جمشیددر روغن خود تازه دماغست دل ما
تا مغز قلم سوخته در تجربه ی عشقبر سوختگان مرهم داغست دل ما
آتش صفتانیم که در خانقه و دیرهر جا که نشینیم چراغست دل ما
بندد گره نافه زلخت جگر خویشدریوزه کن لاله ی راغست دل ما
از قهقهه ی کبک و دم و دلکش قمریدر ساخته با بانگ کلاغست دل ما
گردیده کباب از دم جانسوز، فغانیدر میکده بی لابه و لاغست دل ما