گنج

شمارهٔ ۴۷۸

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: ایاوهمان۵ بیت
ریخت شکوفه و مرا گریه برای او همانغنچه شکفت و در دلم خار جفای او همان
هر طرف از چمن گلی خاست برای بلبلیدر دل خاکسار من تخم وفای او همان
جان بلب رسیده را آینه گشت تیغ توبود بمنزل عدم راهنمای او همان
دل چو بحیله و فسون باز نماید از جنونقطع نظر ز بودنش هست دوای او همان
شد ز نظاره ی رخت هوش فغانی ای صنمهست بطاق ابرویت دست دعای او همان