گنج

شمارهٔ ۴۶۷

روز از روز زبونتر کندم گردون بینبخت فیروز نگر طالع روز افزون بین
در رهم نیشتری خاست زهر قطره ی اشکاثر دیده ی گریان و دل پر خون بین
ایکه از لیلی گمگشته نشان می طلبیقدمی پیش نه و بادیه ی مجنون بین
هر کجا سبز خطی هست تماشا آنجاستنقش چین دل نرباید رقم بیچون بین
آب حیوان نبرد زنگ ز آیینه دلنوش کن باده ی رنگین و رخ گلگون بین
دست کوته منگر نکته ی سنجیده شنوجامه ی پاره چه بینی سخن موزون بین
خیز و همراه فغانی بدر میکده آیتشنه یی چند جگر سوخته در جیحون بین