شمارهٔ ۳۶
گر به شمشیر جفا پاره کنی سینهٔ ماهمچنان مهر تو ورزد دل بیکینهٔ ما
رقم مهر و مه از سینهٔ افلاک رودنرود نقش خیال تو ز آیینهٔ ما
قطرهای بودی و دلها همه جویای تو بودشبچراغی شدهای باش به گنجینهٔ ما
جای آنست که خون سرزند از چشم حسودبس که پر شد دلش از کینهٔ دیرینهٔ ما
یارب این نغمه که پرداخت که ابریشم عودآتش انداخته در خرقهٔ پشمینهٔ ما
در صف طاعت اگر تیغ کشد غمزهٔ توخون به جیحون رود از مسجد آدینهٔ ما
برنیاید نفس گرم فغانی امروزدر خمارست مگر از می دوشینهٔ ما