گنج

شمارهٔ ۳۲۲

قافیه: شستهنوز۹ بیت
هلاک جانم از آن خط دلکشست هنوزاگر چه سبزه ی سیراب شد خوشست هنوز
فدای آن گل رویم که دستزد نشدستخراب آن می لعلم که بیغشست هنوز
بگرد آینه اش خط سبز دایره ییستولی ز آه دل ما مشوشست هنوز
ز شوق آن لب میگون و خط زنگاریبخون سفینه ی دلها منقشست هنوز
نمیرود ز دلم لعل یار و خنده ی جامکجاست باده که نعلم در آتشست هنوز
گسسته رشته ی جانم هزار بار ز نازبنیم بوسه دلم در کشاکشست هنوز
دلا پی نی تیرش ز گوش پنبه برآرکه آنچه می شنوی بانگ ترکشست هنوز
فغان گوشه نشینان ز گوش ابر گذشتسوار من چو مه نو بر ابر شست هنوز
سپید ساخت فغانی ز غصه موی سیاهدلش اسیر جوانان مهوشست هنوز