شمارهٔ ۲۷
صبح است و جلوه داده مستان پیالهها راروی از نشاط خندان، گلها و لالهها را
در هر کنار جویی افتاده های و هوییمرغان بلند کرده آهنگ نالهها را
هر می که خورده یاری از دست گلعذاریگلها نثار کرده از شوق ژالهها را
در حلقهٔ محبان از بهر بستن دلمستانه باز کرده خوبان کلالهها را
در خون عندلیبان خوبان چو غنچهٔ گلنو کردهاند هر یک رنگین قبالهها را
بلبل چرا نگوید این نکتههای رنگیندر حسن چون گشاده گلبن رسالهها را
خوش وقت بادهنوشان کز غایت کرامتنوشند آب و بخشند زرین پیالهها را
در شاهراه معنی از هر غزل فغانیدامی دراز کرده مشکین غزالهها را