گنج

شمارهٔ ۲۴

قافیه: ونمرا۵ بیت
عرضه مده به دور گل ساغر لاله‌گون مراکز می و گل نمی‌رسد فایده جز جنون مرا
بود به بوی گلرخی میل دلم سوی چمنخاصه که خود نسیم گل آمده رهنمون مرا
اهل صلاح را به کف ساغر شهد و شیر بهمن که خراب و عاشقم باد حواله خون مرا
هر نفسم زنی به سر سنگ ملامت دگراز همه ای پری مگر یافته‌ای زبون مرا
شد چو فغانیم بدن سوختهٔ پلاس غمچرخ کبود گو مده اطلس نیلگون مرا