شمارهٔ ۱۶۵
گل آمد ساقیا محبوب گلرخسار میبایدمی بیغش به دست آمد گل بیخار میباید
چرا باشند مرغان بهشتی حبس در مکتبمقام این تَذَروان گوشهٔ گلزار میباید
چو نام دوستی بردی بیفشان از وفا تخمیزبان چرب را شیرینی گفتار میباید
خوشست آن وعده کز جانان به مقصودی رسد عاشقبه گفتن راست ناید، کار را کردار میباید
نه آسان است کشتن خلق را و ساختن زندهلب شکرفشان و غمزهٔ خونخوار میباید
از اندک می که بنشاند غباری نیست آزاریبلا اینست کاین جنس نکو بسیار میباید
هر آن محنت که در عالم از آن دشوارتر نبودبه یاری میتوان از پیش بردن یار میباید
جمال چهرهٔ معنی ندارد عاشقی چندانمتاعت یوسفست ای دل کنون بازار میباید
فغانی خانه ویران ساز تا نامت بقا گیرداثر خواهی که ماند در جهان آثار میباید