گنج

شمارهٔ ۱۵۶

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: نج۷ بیت
دو هفته ییکه حریفی درین سرای سپنجاگر بجرعه ی دردی رسی بنوش و مرنج
جهان بتیست که چون دل بمهر او بستیجفا و جور زیادت کند بعشوه و غنج
ترا که هست پر از شبچراغ خانه ی دلسرشک لعل مریز از برای گوهر و گنج
تو مرد بازی سیاره نیستی ایدلزیاده با فلک دوربین مچین شطرنج
کمند حادثه دامیست در کمینگه توهزار حلقه و هر حلقه یی هزار شکنج
نشان سنگ بلا سازدش نه محرم رازعروس دهر بهر کس که زد ز مهر ترنج
فغانی است و همین داستان مهر افزایشمار سیم نداند زبان قافیه سنج