گنج

شمارهٔ ۱۳۱

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: هچیست۷ بیت
خود رای من بخلوت رازت پناه چیستدر بسته یی بروی غریبان گناه چیست
بیرون خرام و کشته ی دیرینه زنده کنتا خلق بنگرند که صنع اله چیست
وه گر تو یکدو شب بسر کو در آمدیپیدا شدی که کوکبه ی مهر و ماه چیست
دارد هوای خاک درت عاشق غریببر عزم کار بسته میان شرط راه چیست
زین غمزه و اشارت دانسته هر طرفمعلوم شد که گوشه ی چشم و نگاه چیست
از بسکه خون بحال دل خود گریستمآگه نمی شوم که سفید و سیاه چیست
زین آه دردناک، فغانی چه فایدهچون یار بیغم تو نداند که آه چیست