گنج

شمارهٔ ۱۲۲

ماه رخسار تو آیینهٔ مقصود منستدانهٔ خال بر او اختر مسعود منست
شب که بی‌لعل تو می می‌کشم از ساغر چشمجگر پاره کباب نمک‌آلود منست
بس که در آتش سودای تو سوزم همه شبروزن خانهٔ گردون سیه از دود منست
چند بنشینم و اندیشهٔ بیهوده کنممردن از درد غم عشق تو بهبود منست
من که سر در سر سودای غمت باخته‌امجان اگر در سر کار تو کنم سود منست
عاشق و رند و نظربازم و بدنام ولیدیدن روی نکو شیوهٔ محمود منست
نظری سوی فغانی فگن از گوشهٔ چشمکه همین شیوه ز دیدار تو مقصود منست