گنج

شمارهٔ ۱

ای سر نامه نام تو عقل گره گشای راذکر تو مطلع غزل طبع سخن سرای را
آینه وار یافته یکنظر از جمال تودل که فروغ میدهد جام جهان نمای را
نسخه ی سحر سامری کاغذ توتیا شودگر به کرشمه سر دهی نرگس سرمه سای را
در طلب تو دیده ام کاسه ی آب جغد شدمن که ز مغز استخوان طعمه دهم همای را
تیغ زبان عارفان گرد گرفت و همچنانعشق تو جلوه میدهد خنجر سرزدای را
غایت دستگیری است آنکه چو طایر حرمبر سر کعبه ره دهی رند برهنه پای را
من زکجا و حالت صوت و سماع صوفیانگوش نهاده ام همین زمزمه ی درای را
کیست فغانی حزین مست سیاه نامه ییتا به زبان عارفان وصف کند خدای را